از این طایفه نوحu200dان را بیشتر دوست میدارم. همانها که سرشان را پایین میاندازند و کارشان را میکنند. برای آنان چه فرقی دارد که باران بیاید یا نه، سیل جاری بشود یا نه، طوفان دربگیرد یا نه، در حیاتشان کسی نامشان را بداند یا نه؟ حتی شاید گمنامی را ترجیح بدهند به ناموری. و جاء من اقصی المدینه رجل...
برچسب:
نویسنده: امیر نجفی
تو جوانی من بودی، تو عین جوانی من بودی، تو عین جوانیهایم، آزاد و وحشی و افسارگسیخته بودی، تو همان روزهای من بودی که میپنداشتم همیشه چنان خواهم ماند، زیبا، گستاخ، کمی کلهشق، اندکی یکدنده، و بسیار فارغ و غافل، بسیار صوفی و ابنالوقت. تو از دست رفتی، تو را از دست دادم، عین جوانیام، جوانیهایم...
برچسب:
نویسنده: امیر نجفی
برچسب:
نویسنده: امیر نجفی
برچسب:
نویسنده: امیر نجفی
برچسب:
نویسنده: امیر نجفی
خاصیت خضر رفتن است و نماندن. صدای گامهایش را خوب میشناسی...
برچسب:
نویسنده: امیر نجفی
برچسب:
نویسنده: امیر نجفی
برچسب:
نویسنده: امیر نجفی
برچسب:
نویسنده: امیر نجفی
شاهد کور گفت آقا خودکشی کرد خانم...
برچسب:
نویسنده: امیر نجفی